تبليغاتX
عزیز من - تنهایی
      
      
تنهایی
-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

 

گاهی در خلوت تنهاییمون وقتی بارون غم پنجره سکوت خستگی ها مونو نمناک می کنه .

وقتی توفان بی پناهی داره از پا درمون می یاره .

شاید وسعت دریا بتونه کمی آرومون کنه .

دریا با اون آرامش خیالی هنگامی که فریاد دردهاش موجی می شه و هراسون به ساحل پناه می بره

گویی دنبال گمشده ای میون صخره ها رو جستجو می کنه

شاید غربت و انتظاره کویر کمک کنه تنهایی خودمون رو فراموش کنیم .

نگاه کویر ترانه بارون رو زمزمه می کنه بارونی که زخمهای کهنه و عمیقش رو التیم بده .

شاید دریا هیچ وقت گمشده اش رو پیدا نکنه .

شاید کویر تا همیشه در انتظار بارون زخمهای جدیدتری رو تجربه کنه .

ولی قدرتی جادویی اجازه نمی ده خستگی دریا و تنهایی کویر از پا در شون بیاره .

نیرویی که در تلخ ترین لحظات شیرینی رسیدن رو به یادشون می یاره.

نیروی عشق...

عشق و اعتماد...

زمانی که دست زندگی سنگین و شب بی ترانه است ، هنگام عشق و اعتماد است و دست زندگی چه سبک می شود ، و شب چه پر ترانه ، آن گاه که به همه عشق می ورزیم و اعتماد داریم ، آن گاه همه چیز سبک تر می شود  وترانه ها از میان تاریکی ها بر می خیزند. 


لینک مطلب... مورخ جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 14:35  نویسنده: سارا  |