تبليغاتX
عزیز من - حسرت
      
      
حسرت
-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

به باران بگو نبارد

من زیر این درخت مانده ام

سکوت مرا فرا گرفته

 در جایم خشک ایستاده ام

به برف بگو نبارد

من زیر ابرهای آسمان مانده ام

زخمی تر از همیشه ام

دنبال اویی می گردم

که مرا به شهر صداقت برد دیاری که در آن  نقاب به جای انسان حرف نزند

دیاری که آدمک نقش وجودی مرا بازی نکند

آنجایی که زمین غرق صداقت باشد

وحال به تگرگ بگو نبارد

من در پشت نقاب مانده ام

و برای آن سرزمین صداقت حسرت می خورم .

 


لینک مطلب... مورخ جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 14:30  نویسنده: سارا  |