تبليغاتX
عزیز من - شادی روزهای با هم بودند
      
      
شادی روزهای با هم بودند
-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

 

گرم ياد آوری يا نه من از يادت نمی کاهم

شاید یک اشتباه بود و یا یک خواب بود

نه شاید هم یک رویا

ولی هرچه بود آغاز آن دیر و پایانش خیلی زود بود

همه وهمه در آن خوشحال بودند

یکدیگر را دوست داشتند

و برای هم احترام قائل بودند

اما اینجا چه

هیچ هیچ

دلم می خواهد برگردم به همان خواب یا رویا

تا وقتی اشکی از چشمان سیاه سارا افتاد

شادی گذشته اش را ببینم

تا شاید

بتوانم بگوییم اگر همه جا نیست

حداقل آنجا که بود

شادی و بعد گریه

اینجا چی همشه اش گریه و دلخوری و ...

                                                   به یاد شادی روز های کمی که با هم بودیم .

 

 

 


لینک مطلب... مورخ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 11:4  نویسنده: سارا  |