
با من امشب چیزی از این رفتن نگو
نه نگو
از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از این مردن نگو
کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
کاش می شد از تو بود و با تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه
با من امشب چیزی از این رفتن نگو
نه نگو
از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از این مردن نگو
کاش می شد فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خواب
ماه رابر شاخه آویزان کند
می روی تا قصه را غم نامه تدفین گل
می روی تا واژه را باران خاکستر کنی
ثانیه تا ثانیه گل واره ویران شدن
می روی تا بخشی از جان مراپرپر کنی
با من امشب چیزی از رفتن نگو
با من امشب چیزی از این رفتن نگو
نه نگو
از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از این مردن نگو

بیژن
می دونی چیه اینا حرفای دلم که این بار بیژن واسه گفتنش بهم کمک کرده .
لینک مطلب...
مورخ سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 13:3  نویسنده: سارا
|
لینک مطلب... مورخ سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 13:3  نویسنده: سارا |


