-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY


به نام پایدار کننده هستی آنکه دوستی را یک اتفاق و جدایی را قانون قرار داد
فصل خزان روز جدایی برگ ها از شاخه ها ، گلها از گلستان و بلبلان از بوستانها می گریزند و با دلی پر از امید ، عشق خود را ترک می گویند .
در زیر شمع کم فروغ برای تو می نویسم برای تو که همیشه وجود منی می نویسم ، می نویسم .
ناله ای از غم دوری تو ، اولین روزی که تو را دیدم چیزی درچشمان تو دیدم ولی ای کاش به چشمانم نگاه می کردی و می دیدی تو را بهترین دوست خود می داند .
آنچه احساسات را بر می انگیزد غروب سایه هاست آنچه اشک شوق سرشک روی گونه ها جاری می سازد پایان لحظه های دوستی است .
زمانی که خورشید صداقت و صمیمیت در پشت کوههای جدایی پنهان می گردد آری وقتی کلمات نتوانند بارهیجان انسان را خالی کنند اشک شوق و اندوه گویاترین آنهاست. 

لینک مطلب...
مورخ دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 8:48  نویسنده: سارا
|

لینک مطلب... مورخ دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 8:48  نویسنده: سارا |


