تبليغاتX
عزیز من - عشق ...
      
      
عشق ...
-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

 

به نام هستی بخش عالم

تو ای عشق رویایی من                                 به امید دیدار تا نفسی دیگر

برایت بارها باید بگویم که در رگهایم جاری شدی چون خون که ازمن ساختی بار دیگر مجنون.

شاید از شکوه عشق خانمان سوز برایت بارها باید قسم ها یاد کرد سر سجده فرود آورد .

شاید زدست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد بدنبال تو تا خورشید باید رفت .

 به پیش پای تو شاید چون یک قسمت خاک بی بها گردم برای قلب تو شاید خدا گردم .

نمی دانم که در جای نگین تاج زرین نگاهت جای می گیرم و یا در زیر پاهای تو ، بی رحمانه می میرم.

 شاید ....

نمی دانم که بعد از سالهای سخت دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم را خدا گیرد و یا این آرزو در نطفه می میرد .

 


لینک مطلب... مورخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 14:12  نویسنده: سارا  |