-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

به نام هستی بخش عالم
تو ای عشق رویایی من به امید دیدار تا نفسی دیگر
برایت بارها باید بگویم که در رگهایم جاری شدی چون خون که ازمن ساختی بار دیگر مجنون.
شاید از شکوه عشق خانمان سوز برایت بارها باید قسم ها یاد کرد سر سجده فرود آورد .
شاید زدست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد بدنبال تو تا خورشید باید رفت .
به پیش پای تو شاید چون یک قسمت خاک بی بها گردم برای قلب تو شاید خدا گردم .
نمی دانم که در جای نگین تاج زرین نگاهت جای می گیرم و یا در زیر پاهای تو ، بی رحمانه می میرم.
شاید ....
نمی دانم که بعد از سالهای سخت دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو جانم را خدا گیرد و یا این آرزو در نطفه می میرد .
لینک مطلب...
مورخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 14:12  نویسنده: سارا
|

لینک مطلب... مورخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 14:12  نویسنده: سارا |


