تبليغاتX
عزیز من - باورها
      
      
باورها
-----------------------------
YYYYYYYYYYYYYYYYY

 

از باورهایم گریزانم ...

در نی نی چشمانت ، سوزش آتش را دیدم و از شعله گریزان شدم .

در نگاهت صداقت را یافته و از راستی دور شدم .

شکوفه های لبخند را که بر گوشه کنار لبانت نقش بسته بود را یافتم و از مهر دور شدم .

بر گونه هایت نقش سرخی شقایق و لاله را دیدم و از باغ بیزار شدم .

در دستانت گلهای سرخ محبت را دیدم و در بهار گم شدم.

آری ای دوست عزیزم ، من از باورها دورشدم و به تو نزدیک ، زیرا :

تو حقیقتی و حقیقت دور از باور...

 


لینک مطلب... مورخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 13:45  نویسنده: سارا  |